قرارشد هفته ای یکروز بچه ها رو به مدت 24ساعت ملاقات کنم.من حالا دیگه یک زن مطلقه بودم.از دید خیلی ها شاید اینده دردناکی داشتم که منتهی میشد به فساد وخود فروشی.امااز نظر خودم یعنی اغاز یک تحول..تلاش برای ساخنن. ادامه تحصیل.وانتخاب شغلو....کلی چیزهای خوب.درکنار همه این رویاها کنار مادر بودن برام برام ارزش دیگه ای داشت.من مادرمو عاشقانه دوست داشتم واومده بودم تا بهش ثابت کنم تا همیشه کنارشم وبرای راحتیش میجنگم..
یک ماه ونیم از طلاق من گذشت.سعی میکردم مثل همیشه وبخاطر ترس از علی جایی افتابی نشم.ترس از علی و رجوع برام کابوس بود.صدای زنگ تلفن و رسیدن اس ام اس عصبیم میکرد.یه روز که میخواستم برای کار به یکی از سالنهای بالای شهر برم به درهواست هستی زنگ زدم که ازش ماشین قرض بگیرم.علی حرفی نداشت.قرار شد بر م وماشینو بگیرم .نمیدونم چی شد که یدفعه هستی زنگ زد که مامان باباداره عصبانی میاد اونجا..هول شدم.وقتی صدای زنگ شنیدم دروبارزکردم اومد تو ومنو به باد کتک گرفت.مادرم خونه نبود.حتی صاحبخونه.ئنبال گوشیم بود.یه شیر پاک خورده ای گفته بود که خاک برسرت زیر سرش بلند شده که طلاق گرفته!!حالا بکاند که این شیر پاک خورده زنی بود متاهل و از مشتریهای سابف خودمو همسایه همون محل علی.اینکه شماره علی دست اون چکار میکرد و به چه انگیزه ای هوس کرده بود کار خیر کنه من چیزی نفهمیدم..اما علی رو خوب پر کرد.علی بعد از کلی کتک زدن نشست تا ببینه کسی به خونه زنگ میزنه؟!وقتی دید تماسی در کار نیست گفتم فقط بگو کی این حرفارو بهت زده؟اگه بگی رجوع میکنم..اونم به طمع رجوع گفت فلانی(ازبس این زن سیاه بود ما بهش بلک میگفتیم)تا گقت بلک خشکم زد..بلک معروف بود که از زمان دخترگیش بخاطر شرایط بد خانوادهش و پیدا کردن شوهر خیلی دستمالی مردای هرزه شده بود.الانم که متاهل بودهنوزم گاهی میشنگید..دلم شکست از عدل خدا...بماند که یکهفته بعد علی به تهدید و زور وقولی که من داده بودم مجبور به رجوعم کرداما من هیچوقت بلک وامثال بلکهای زندگیمو نبخشیدم.
امان از دنیا...ما را در سایت امان از دنیا دنبال میکنید
برچسب: دادگاه طلاق,دادگاه طلاق توافقی,دادگاه طلاق اصفهان,دادگاه طلاق در ایران,دادگاه طلاق تهران,دادگاه طلاق در تهران,دادگاه طلاق در مشهد,دادگاه طلاق کجاست,دادگاه طلاق شیراز,دادگاه طلاق اپارات, نویسنده: بازدید: 61